پدر موسيقي‌ الكترونيك‌



Varez ادوارد(ادگار) وارز، پدر موسيقي‌ الكترونيك‌ در مصاحبه‌اي‌ در سال‌ 1917 گفته‌ است‌:

«من‌ عاشق‌ سازهايي‌ هستم‌ كه‌ از ذهن‌ و خيال‌ من‌ تبعيت‌ مي‌كنند. اين‌ سازها مي‌توانند دنيايي‌ نو را با صدايي‌ غير منتظره‌، در اختيار من‌ قرار دهند، صداهايي‌ كه‌ با دروني‌ترين‌ ريتمهاي‌ پر تلاطم‌ روح‌ من‌ همنوايي‌ داشته‌ باشند.»

ادوارد وارز در سال‌ 1883 در پاريس‌ به‌ دنيا آمد و در سال‌ 1965 در نيويورك‌ درگذشت‌. او دري‌ را كه‌ بوسوني‌2 عمري‌ به‌ آن‌ خيره‌ مانده‌ بود، گشود و از آن‌ عبور كرد. متأسفانه‌ وارز، بخش‌ اعظم‌ عمرش‌ را منتظر ماند تا تكنولوژي‌ بتواند خود را با ذهن‌ او هماهنگ‌ كند. وارز از جمله‌ كساني‌ است‌ كه‌ زودتر از دوران‌ خود به‌ دنيا مي‌‌آيند. البته‌ اگر ديرتر به‌ دنيا مي‌آمد، استادش، بوسوني‌ نمي‌توانست‌ او را براي‌ نقشي‌ كه‌ قرار بود در دنياي‌ آينده‌ به‌ عهده‌ بگيرد، آماده‌ كند.
وارز ابتدا به‌ عنوان‌ يك‌ مهندس‌، رياضيات‌ و علوم‌ خواند و يادداشتهاي‌ داوينچي‌ را دقيقاً مطالعه‌ كرد. سپس‌ به‌ سوي‌ موسيقي‌ كشيده‌ شد تا اصول‌ علمي‌ آموخته‌شده‌ خود را در زمينه‌ علم‌ صوت‌ به‌ كار گيرد. او در اسكولاكانتوريوم‌3 و كنسرواتوار پاريس‌، دانشجوي‌ ناآرام‌ و غمگيني‌ بود. دوستان‌ او همگي‌ از مشاهير دوران‌ خود بودند: ساتي‌4، رومن‌ رولان‌5 (نويسنده‌اي‌ كه‌ در خلق‌ شاهكارش‌ ژان‌ كريستف‌6 از وارز الهام‌ گرفت‌)، روس‌ سولو 7، ويل‌ لاـ لوبوس‌8، دوچامپ‌ 9، كاول‌10، لوئنينگ‌11، لنين‌12، تروتسكي‌13، پيكاسو14و بسياري‌ ديگر.
هنگامي‌ كه‌ در كنسرواتوار پاريس‌ بود، شروع‌ به‌ زير و رو كردن‌ همه‌ مباني‌ كرد و گفت‌:
«نمي‌خواهم‌ تسليم‌ صداهايي‌ شوم‌ كه‌ تا كنون‌ شنيده‌ام‌.»
الهام‌دهندگان‌ او بوسوني‌ و دبوسي‌15بودند. بوسوني‌ او را تشويق‌ كرد كه‌ آهنگساز شود و به‌ او گفت‌:
«اين‌ قوانين‌ نيستند كه‌ هنر را مي‌سازند و تو حق‌ داري‌ آنچه‌ مي‌خواهي‌ و آن‌ گونه‌ كه‌ مي‌خواهي‌ بسازي‌.»
دبوسي‌ همچنين‌ وارز را تشويق‌ كرد كه‌ براي‌ الهام‌، به‌ موسيقيهاي‌ غيرغربي‌ روي‌ بياورد. وارز پس‌ از خدمت‌ در ارتش‌ فرانسه‌ در طول‌ جنگ‌ جهاني‌ اول‌، در سال‌ 1915 و در سن‌ 33 سالگي‌ به‌ آمريكا رفت‌. در حالي‌ كه‌ فقط‌ 32 دلار پول‌ داشت‌. او در دهكده‌ گرينويچ‌16 نيويورك‌ اقامت‌ كرد و عاشق‌ صداهاي‌ شهر شد و هياهو و سر و صداي‌ شهر نيويورك‌ الهام‌‌بخش‌ او شدند. او در آمريكا با كساني‌ آشنا شد كه‌ هنوز كارشان‌ رونق‌ پيدا نكرده‌ بود، اما در زمينه‌ موسيقي‌ پيشتاز بودند و اعتقاد داشتند كه‌: «موسيقي‌ آمريكا بايد با زبان‌ خودش‌ صحبت‌ كند، نه‌ اينكه‌ تقليد كودكانه‌اي‌ از موسيقي‌ اروپا باشد.»
او با انجام‌ كارهاي‌ عجيب‌ و غريب‌ موسيقايي‌ و رهبري‌ كر و اركستر، براي‌ خود سرمايه‌اي‌ را دست‌ و پا كرد و در سال‌ 1919، اركستر سمفوني‌ جديدي‌ را بنا نهاد كه‌ فقط‌ قطعات‌ موسيقي‌ مدرن‌ را اجرا مي‌كرد. بعدها با همكاري‌ كارلوس‌ سالزدو17، صنف‌ آهنگسازان‌ بين‌المللي‌ را بنا نهاد و آمريكاييها را با دبوسي‌، استراوينسكي‌18، بارتوك‌19 و شوئنبرگ‌20 آشنا كرد. او در اطلاعيه‌ معرفي‌ صنف‌ آهنگسازان‌ بين‌المللي‌ نوشت‌:
«صنف‌ آهنگسازان‌ بين‌المللي‌، هيچ‌ «ايسمي‌» را نمي‌پذيرد، منكر هر نوع‌ مكتب‌ موسيقي‌ است‌ و فقط‌ به‌ خلاقيت‌ و ابتكار فردي‌ اعتبار مي‌دهد.»
موسيقي‌ وارز، داراي‌ سه‌ سبك‌ مجزاست‌. كارهاي‌ قبل‌ از سال‌ 1914 او شامل‌ اپرايي‌ ناتمام‌ و قطعاتي‌ براي‌ اركستر هستند كه‌ هيچ‌ يك‌ باقي‌ نمانده‌اند.
در فاصله‌ سالهاي‌ 1918 و 1936، وارز در زمينه‌اي‌ كار كرد كه‌ به كلّي‌ از تاثير موسيقي‌ اروپايي‌ رها بود. در سال‌ 1923، اثر او به‌ نام‌ “Hyperprism” در ميان‌ تماشاگران‌، آشوب‌ به‌ راه‌ انداخت‌. نيمي‌ از تماشاگران‌ از كوره‌ در رفتند و بقيه‌ ماندند و از او خواستند اثرش‌ را دوباره‌ اجرا كند. در مجموع‌، او 9 اثر را براي‌ اركستر و گروههاي‌ كوچك‌ تدوين‌ كرد.

وارز در حين‌ جست‌وجو براي‌ كشف‌ صداهاي‌ تازه‌، به‌ سازهاي‌ جديدي‌ دست‌ پيدا كرد. او در “Hyperprism” از زنگهاي‌ سورتمه‌، سنج‌، جغجغه‌، مثلثي‌، پتك‌ و سندان‌، بلوكهاي‌ چيني‌، تام‌ ـ تام‌، طبلهاي‌ هندي‌، دايره‌ زنگي‌ و نعره‌ شير استفاده‌ كرد. در اين‌ اثر، دو نوازنده‌ سازهاي‌ كوبه‌اي‌، تك‌نوازي‌ مي‌كردند. آهنگساز بزرگ‌، لئوپولد استوكوسكي‌21 در تالار كارنگي‌22 فيلادلفيا، اين‌ اثر را اجرا كرد. او تنها رهبر اركستر نام‌آوري‌ است‌ كه‌ از وارز حمايت‌ كرد.
محبوب‌ترين‌ اثر وارز در اين‌ دوران‌ “Ionisation”، در فاصله‌ سالهاي‌ 1929 تا 1931 ساخته‌ شد كه‌ در آن‌ از آژير به‌ عنوان‌ ساز استفاده‌ شده‌ است‌. در اين‌ اثر، 37 ساز كوبه‌اي‌ و دو آژير، با هم‌ مي‌نواختند و به‌ قول منتقدي‌، «انگار كسي‌ به‌ فك‌ آدم‌ مي‌كوبد!»
در اين‌ دوران‌ بود كه‌ وارز، اشتياق‌ زيادي‌ براي‌ پيدا كردن‌ صداهاي‌ جديد از خود نشان‌ داد:
«ما آهنگسازها در موسيقي‌ ناچاريم‌ از سازهايي‌ استفاده‌ كنيم‌ كه‌ دو قرن‌ است‌ كه‌ تغيير نكرده‌اند.»
اشتياق‌ او سبب‌ شد كه‌ آهنگسازي‌ را كنار بگذارد و به‌ دنبال‌ سازهايي‌ باشد كه‌، «او را از چنگ‌ صوت‌ رها كنند!» او مي‌گويد:
«ماده‌ خام‌ موسيقي‌، صداست‌. انگار حتي‌ آهنگسازها هم‌ اين‌ موضوع‌ را فراموش‌ كرده‌اند! در عصر حاضر كه‌ علم‌ مي‌خواهد آهنگسازان‌ را به‌ ابزاري‌ مجهز كند كه‌ كارهايي‌ را انجام‌ بدهند كه‌ بتهوون‌ آرزويش‌ را داشت‌ و برليوز حسرتش‌ را مي‌كشيد، آنها سفت‌ و سخت‌ به‌ سنّتهايي‌ چسبيده‌اند كه‌ جز محدود كردن‌ عرصه‌ موسيقي‌، فايده‌اي‌ ندارند. موسيقيدان‌ امروزي‌ هم‌ دلش‌ مي‌خواهد بتواند با حداقل‌ تلاش‌، بيشترين‌ نتيجه‌ را بگيرد، ولي‌ وقتي‌ صدايي‌ را مي‌شنود كه‌ شبيه‌ به‌ ويولن‌، سازهاي‌ بادي‌ يا سازهاي‌ كوبه‌اي‌ نيست‌، حتي‌ به‌ ذهنش‌ هم‌ خطور نمي‌كند كه‌ آنها را در خدمت‌ موسيقي‌ خود بگيرد. علم‌ مي‌تواند هر چيزي‌ را كه‌ آهنگسازان‌ به‌ آنها نياز دارند، در اختيارشان‌ قرار دهد. به‌ اعتقاد من‌ با استفاده‌ از علم‌، مي‌توان‌ از هر اجبار فلج‌كننده‌اي‌ رها شد و حتي‌ تقسيمات‌ اكتاوها را هم‌ در موسيقي‌ به‌ هم‌ ريخت‌ و در نتيجه‌، به‌ همه‌ شكلها و قالبهاي‌ مطلوب‌ موسيقايي‌ دست‌ پيدا كرد.»
وارز در طلب‌ براي‌ تكنولوژي‌اي‌ فرياد مي‌زد كه‌ ما امروز به‌ رايگان‌ در اختيار داريم‌.
وارز پس‌ از آنكه‌ دست‌ كم‌ در محافل‌ آوانگارد، اعتباري‌ براي‌ خود دست‌ و پا كرد، از صحنه‌ موسيقي‌ كنار رفت‌. او بسيار حساس‌ و بدخلق‌ شده‌ بود و دائماً دست‌ به‌ خودكشي‌ مي‌زد. دوازده‌ سال‌ گذشت‌ و او در اين‌ فاصله‌ هيچ‌ اثري‌ خلق‌ نكرد و هيچ‌ كس‌ از تواناييهاي‌ او به‌ عنوان‌ محقق‌ در زمينه‌ موسيقي‌ آكوستيك‌ بهره‌ نبرد. در اين‌ سالها مي‌نويسد:
«من‌ ناتوان‌ و معلول‌ شده‌ام‌، زيرا سازهاي‌ الكترونيكي‌ كافي‌ در اختيار ندارم‌ تا موسيقي‌اي‌ را كه‌ در ذهن‌ دارم‌، پياده‌ كنم‌.»
فرناند كوئيل‌ ليت‌23 درباره‌ او نوشت‌:
«او نمي‌توانست‌ ذهن‌ خود را از صداهايي‌ كه‌ روحش‌ را به‌ آتش‌ مي‌كشيدند، رها سازد و در عين‌ حال‌ راه‌ و وسيله‌اي‌ هم‌ براي‌ خلق‌ آن‌ صداها در اختيار نداشت‌.»
در سال‌ 1927، وارز با مدير مركز تحقيقات‌ آكوستيك‌ آزمايشگاههاي‌ تلفن‌ بل‌24، هاروي‌ فلچر25 تماس‌ گرفت‌ و تلاش‌ كرد استوديويي‌ را فراهم‌ كند كه‌ بتواند در آنجا تحقيقاتش‌ را در زمينه‌ موسيقي‌ الكترونيك‌ ادامه‌ بدهد. او را به‌ اين‌ بهانه‌ كه‌ بودجه‌ ندارند، پس‌ راندند. وارز دوباره‌ در سال‌ 1932 به‌ بل‌ پيشنهاد كرد كه‌ به‌ ازاي‌ استفاده‌ از استوديو، برايشان‌ كار كند. او تصميم‌ داشت‌ به‌ قيمت‌ قرباني‌كردن‌ حرفه‌ خود به‌ عنوان‌ آهنگساز، آرزوهاي‌ بلندش‌ را براي‌ يافتن‌ صداهاي‌ جديد دنبال‌ كند، ولي‌ باز هم‌ كسي‌ به‌ او اجازه‌ استفاده‌ از آزمايشگاهها را نداد. (چند سال‌ بعد، آزمايشگاههاي‌ بل‌ تبديل‌ به‌ مركز تحقيقات‌ در زمينه‌ سينتي‌سايزرهاي‌ كامپيوتري‌ شد!)
وارز در سال‌ 1939، در سخنراني‌ خود در دانشگاه‌ كاليفرنياي‌ جنوبي‌ گفت‌:
«هنگامي‌ كه‌ به‌ موسيقي‌ گوش‌ مي‌دهيد، آيا لحظاتي‌ وجود ندارند كه‌ تشخيص‌ مي‌دهيد داريد به‌ يك‌ پديده‌ فيزيكي‌ گوش‌ مي‌دهيد؟ آيا تا هوايي‌ كه‌ بين‌ ساز و گوش‌ شنونده‌ وجود دارد، مرتعش‌ نشود، موسيقي‌ معني‌ پيدا مي‌كند؟ آهنگساز براي‌ اينكه‌ بداند حاصل‌ كارش‌ چيست‌، بايد مكانيسم‌ سازها را بشناسد و درباره‌ آكوستيك‌ چيزهاي‌ زيادي‌ را بداند. من‌ براي‌ بيان‌ صداهايي‌ كه‌ در نظر دارم‌، به‌ ابزار كاملاً جديدي‌ نياز دارم‌: به‌ يك‌ ماشين‌ توليدكننده‌ صدا، نه‌ تكراركننده‌ صداهاي‌ قبلي‌.»

دنياي‌ موسيقي‌ به‌ وارز پشت‌ كرد!

پس‌ از جنگ‌ جهاني‌ دوم‌، آهنگسازان‌ فرانسوي‌ و آلماني‌، تكنولوژيهاي‌ جديدي‌ را كه‌ اغلب‌ در طول‌ جنگ‌ اختراع‌ شده‌ بودند، در موسيقي‌ به‌ كار گرفتند و ناگهان‌ همه‌ به‌ ياد وارز افتادند و او تبديل‌ به‌ يك‌ آدم‌ مشهور شد! از او خواستند كه‌ در دانشگاههاي‌ ييل‌26، پرينس تون‌، كلمبيا و ساير دانشگاهها سخنراني‌ كند. از او دعوت‌ شد كه‌ در مركز تحقيقاتي‌ راديو تلويزيون‌ فرانسه‌، يعني‌ در همان‌ استوديويي‌ كه‌ شائف‌ فر 27 درباره‌ موسيقي‌ كانكريت‌ 28 (محض‌) تحقيق‌ مي‌كرد، به‌ كار بپردازد.
ناگهان‌ وارز 71 ساله‌ مثل‌ بذري‌ كه‌ مدتها در دل‌ خاك‌ پنهان‌ مانده‌ و منتظر قطره‌ آبي‌ باشد، رشد كرد و سر برآورد. تكنولوژي‌، سرانجام‌ به‌ وارز روي‌ خوش‌ نشان‌ داد و او در محيط‌ جديد به شدت‌ شروع‌ به‌ فعاليت‌ كرد. بسياري‌ حتي‌ از ياد برده‌ بودند كه‌ او هنوز زنده‌ است‌.
او در اين‌ دوران‌، اثري‌ را به‌ نام‌ “Deserts” نوشت‌ كه‌ اثري‌ ترساننده‌، شاهكار و منحصر به فرد درباره‌ عصر اتم‌ بود. شنوندگان‌، در ابتداي‌ كار، طبق‌ معمول‌ نسبت‌ به‌ كار او موضع‌ خصمانه‌ گرفتند و يك‌ منتقد موسيقي‌ گفت‌ كه‌ بايد وارز را روي‌ صندلي‌ الكتريكي‌ نشاند و اعدام‌ كرد!
با اين‌ همه‌، “Deserts” اولين‌ اثر مهم‌ در موسيقي‌ الكترونيك‌ بود و همه‌، وارز را به‌ عنوان‌ عنصر مهمي‌ در موسيقي‌ به‌ رسميت‌ شناختند. يكي‌ از روزنامه‌نگاران‌، او را چنين‌ توصيف‌ كرد: «گلوله‌ توپي‌ كه‌ صحنه‌ نبرد را از قيد صوت‌ آزاد كرد!»
سرانجام‌، وارز دنيايي‌ را پيدا كرد كه‌ يك‌ عمر آرزو داشت‌ در آن‌ زندگي‌ كند و ديدگاههاي‌ او درباره‌ موسيقي‌ و صوت‌، در آن‌ دنبال‌ شوند. حالا ديگر او ابزاري‌ را در دست‌ داشت‌ كه‌ مي‌توانست‌ به‌ وسيله‌ آنها صداهاي‌ مورد نظر خود را كشف‌ كند. مركز موسيقي‌ الكترونيك‌ كلمبيا ـ پرينس تون‌ از او براي‌ همكاري‌ دعوت‌ كرد. آكادمي‌ سلطنتي‌ سوئد، او را به‌ عضويت‌ پذيرفت‌، جوايز متعددي‌ را برد و به‌ ژاپن‌ رفت‌ تا درباره‌ موسيقي‌ الكترونيك‌ سخنراني‌ كند. سپس‌ مهم‌ترين‌ مرحله‌ زندگي‌ او فرا رسيد. لوكور بوزيه‌29، معمار مشهور فرانسوي‌، از سوي‌ شركت‌ فيليپس‌ دعوت‌ شد تا عمارت‌ كلاه‌ فرنگي‌ فيليپس‌ را در نمايشگاه‌ جهاني‌ بروكسل‌ كه‌ قرار بود در سال‌ 1958 برگزار شود، بسازد. كوربوزيه‌ تصميم‌ گرفت‌ اين‌ عمارت‌ را تبديل‌ به‌ يك‌ رويداد چند رسانه‌اي‌ كند. او وارز را كه‌ 25 سال‌ پيش‌ ديده‌ بود به‌ ياد آورد و به‌ او اصرار كرد كه‌ براي‌ اين‌ رويداد، موسيقي‌ بسازد. شركت‌ فيليپس‌ به‌ اين‌ پيشنهاد اعتراض‌ كرد و از لوكوربوزيه‌ خواست‌ كه‌ آهنگسازان‌ مشهورتري‌ چون‌ كوپلان‌ 30 يا والتون‌31 را به‌ كار بگيرد. لوكوربوزيه‌ اعلام‌ كرد كه‌ يا وارز يا هيچ‌ كس‌! و به‌ اين‌ ترتيب‌ بود كه‌ شركت‌ فيليپس‌ تسليم‌ شد. لوكوربوزيه‌ به‌ اين‌ حد هم‌ قانع‌ نشد و شركت‌ فيليپس‌ را وادار كرد كه‌ پول‌ خوبي‌ به‌ وارز بپردازد. سپس‌ با وارز تماس‌ گرفت‌ و گفت‌ كه‌ نام‌ اثر “Poem Electronique” خواهد بود و وارز كاملاً آزاد است‌ كه‌ هر چيزي‌ را كه‌ دلش‌ مي‌خواهد بسازد. از نظر وارز، اين‌، هديه‌اي‌ آسماني‌ بود!
شركت‌ فيليپس‌ به‌ وارز پيشنهاد كرد كه‌ از آزمايشگاه‌ شركت‌ در آيندهون‌32 و همچنين‌ از تكنسينها و مهندسان‌ آنجا استفاده‌ كند. هزينه‌هاي‌ مالي‌ به‌ هيچ‌ وجه‌ مسئله‌اي‌ نبودند. وارز مثل‌ ديوانه‌ها به‌ كار چسبيد و هر چه‌ را كه‌ يك‌ عمر آرزو كرده‌ بود، در اين‌ اثر ريخت‌. كارمندان‌ شركت‌ فيليپس‌ به‌ خون‌ وارز تشنه‌ بودند. لوكوربوزيه‌ از هند برگشت‌ و روي‌ ميز مشت‌ كوبيد و فرياد زد كه‌ هيچ‌ يك‌ از كارمندان‌، حق‌ ايجاد مشكل‌ براي‌ وارز را ندارند.

اين‌ اثر 480 دقيقه‌ و همراه‌ با شعر بود. قرار بود موسيقي‌ از 425 بلندگو كه‌ در همه‌ نقاط‌ عمارت‌ كلاه‌ فرنگي‌ نصب‌ شده‌ بودند، شنيده‌ شود. وارز هشت‌ ماه‌ تمام‌ روي‌ اين‌ اثر كار كرد. سرانجام‌، شركت‌ فيليپس‌ پس‌ از صرف‌ 260000 دلار هزينه‌، خواست‌ كه‌ اثر او را بشنود. پس‌ از آنكه‌ وارز، قطعه‌ را نواخت‌، همه‌ اعضاي‌ شركت‌ وحشت‌زده‌ شدند. در اينجا بود كه‌ بار ديگر لوكوربوزيه‌ به‌ نجات‌ وارز شتافت‌ و اصرار كرد كه‌ همين‌ قطعه‌ بايد پخش‌ شود. شركت‌ فيليپس‌ از وارز خواست‌ كه‌ در مورد اثر خود به‌ آنها حق‌ استفاده‌ انحصاري‌ بدهد. وارز گفت‌:
«حق‌ انحصاري‌؟ در موسيقي‌؟ اين‌ چيزي‌ است‌ كه‌ هرگز در مورد من‌ اتفاق‌ نمي‌افتد!»
شركت‌ فيليپس‌ دوباره‌ تسليم‌ شد.
ساختماني‌ كه‌ لوكوربوزيه‌ ساخت‌ شبيه‌ يك‌ صدف‌ دريايي‌ بر صخره‌اي‌ نقره‌اي‌ بود. در داخل‌ عمارت‌، مدلي‌ از يك‌ اتم‌ از سقف‌ آويزان‌ بود. ديوارها لخت‌ بودند و فقط‌ 425 بلندگو در اطراف‌ ديده‌ مي‌شدند. در اتاق‌ پذيرايي‌، نور ضعيف‌ همراه‌ با موسيقي‌ هراس‌انگيزي‌ كه‌ از هر سو شنيده‌ مي‌شد، جمعيت‌ را به‌ وحشت‌ مي‌انداخت‌. نور لامپها دائماً تغيير مي‌كرد و فضاي‌ وهم‌آلودي‌ را پديد مي‌آورد. سر و صداي‌ جغجغه‌ها، سوتها، رعد و برق‌ و زمزمه‌ آدمها همه‌ جا پخش‌ مي‌شد. از ديوارها صداي‌ آدمها بيرون‌ مي‌آمد.
نمايشگاه‌، يك‌ موفقيت‌ عظيم‌ بين‌المللي‌ از كار در آمد! ميليونها تن‌ براي‌ اولين‌ بار اثري‌ از وارز را شنيدند. نسل‌ جديدي‌ از آهنگسازها به‌ آنجا آمده‌ بودند تا در مقابل‌ نبوغ‌ وارز سر خم‌ كنند. وارز سرانجام‌ از راه‌ رسيده‌ بود!
اين‌ اثر گويي‌ ترانه‌ مرگ‌ وارز بود. كمي‌ پس‌ از پيروزي‌ نمايشگاه‌ بروكسل‌، وارز مبتلا به‌ برونشيت‌ شد و به‌ يكي‌ از دوستانش‌ نوشت‌:
«براي‌ پنج‌ پروژه‌ بزرگ‌ فكرهايي‌ دارم‌. براي‌ آخرين‌ بار بايد تلاشم‌ را بكنم‌.»
او در 6 نوامبر 1965 درگذشت‌.
فرانك‌ زاپ‌ پا33، چارلي‌ پاركر34، بيتل‌ها و سايرين‌، از وارز الهام‌ گرفته‌اند. وارز، اينك‌ الهام‌بخش‌ و ب‍ُت‌ نسلهاي‌ گوناگوني‌ از آهنگسازان‌ و موسيقيدانها شده‌ بود. او پدر موسيقي‌ الكترونيك‌ و از لحاظ‌ تأثير، هم‌ارز دبوسي‌، موتزارت‌ و بتهوون‌ است‌، هر چند در كلاسهاي‌ موسيقي‌، كمتر كسي‌ از او ياد مي‌كند. زندگي‌ او غمبار و در عين‌ حال‌ الهام‌بخش‌ است‌.
سرانجام‌ دنياي‌ موسيقي‌ در مقابل‌ پشتكار و نبوغ‌ او سر تعظيم‌ فرود آورد!

فرستادن نظر جدید.

محتویات این قسمت خصوصی نگه داشته خواهد شد و به نمایش عمومی در نخواهد آمد.
 
کد امنیتی
...
Image CAPTCHA
حروفی که در تصویر نشان داده شده است را عینا وارد کنید.